خرید بک لینک
عيد پيشاپيش مبارک  يا مُقلّب القُلوبِ والابصار  يا مُدبّر اللّيل و النّهار  يا مُحوّل الحولِ والاحوال  حوِّل حالنِا الي احسنِ الحال     اميـــــدوارم         مثل ماهي زنــــــده         &nbs

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 19:32

تبريک سال نونرم نرمک مي رسد اينک بهار                                       خوش ب حال روزگار....   

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 19:32



 فرا رسيدن بهار مبارک

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 19:32

زمان زمان آدم هـــــــا رو دگرگون مي کنـــــــداما تصويــــــري را که از آنها داريــــمثابت نگــــــــه مي دارد  هيچ چيز دردنـــــــاک تـــر از اين تضـــــــاد ميـــــــــان دگرگونـــي آدم ها و ثبات خـــاطره ها نيست

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 19:32

دلمان کوچک است وليآنقدر جا دارد که براي هر عزيزي که دوستش داريمنيمکتي بگذاريم براي هميشه... 

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 19:32


 


اشتياقي که به ديدار تو دارد دل من


 


دل من داند و من دانم و دل داند و من

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 19:32

..

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 9:52

زندگي کردن دلي بزرگ ميخواهد دلي بزرگ ميخواهد زندگي کردن در اين دنيا دلي ميخواهد تا خيلي چيزها رو نبيني خيلي چيزها رو نشنوي و از خيلي چيزها بگذري وبازهم از زندگي لذت ببري

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 9:52

مراحل خانه تکاني, خانه تکاني دل و روح ما در نوروز, نوروز


عيد نزديک است ...


بياييد با هم مهربان باشيم ...

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 9:52

دلم تنگ استدلم تنگ است اين شبها يقين دارم که ميدانيصداي غربت من را ز احساسم تو مي خواني شدم از درد تنهايي گلي پژمرده و غمگين ببار اي ابر پاييزي که دردم را تو ميدانيميان دوزخ عشقت پريشان و گرفتارمچرا اي مرکب عشقم چنين آهسته ميراني تپش هاي دل خسته چه بي تاب و هراسانند به من آخر بگو

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 9:52

تجربه عشقعشق سه حرفهاما تجربه اون يه دنياستيه دنياي پيچيده پر از رمز و رازپر از تضادوسعت اون در ذهن نمي گنجهاما توي قلب آدما هميشه جا دارهعشق يه دنيا غم و اندوهه اما پر از شاديهاز اول خلقت تا آخر مرگ حرفي براي گفتن داره اما يه عمر براي اون کافي نيست.

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 9:52



من خيلي خوشبختم

چون به کسي غيراز تو 


فکر نمي کنم .



برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 9:52




روزها با فکــــــــــرِ او


ديوانه ام شب بيشتر

هر دو دلتنــــگ هميم


اما من اغلــب بيشتر


نتيجه تصويري براي دلتنگي



برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 9:52

تا دست در دست هم دهيم...بيا.. تا دست در دست هم دهيم...با مهر ساحل!!! [ پنجشنبه بيست و نهم مهر 1395 ] [ 14:48 ] [ من ومنتظر ]نظر بدهيد

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 9:52

کلاه گشادي به نام سود سهام عدالت!!!! ??پرده اول: در دولت احمدي نژاد مقداري از سرمايه هاي دولت در قالب سهام عدالت به صورت رايگان در اختيار مردم قرار ميگيرد..??پرده دوم: در اوايل ،دولت آقاي روحاني چنين اقدامي را مضحک و پوپوليستي مي دانست..??پرده سوم: حال با نزديک شدن به ايام انتخابات حرف از پرداخ

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 9:52

روزي بود و روزگاريبارونيه شب بارون صدا ميزدکه چشماتون چرا بستسچرا مثل نگاهاتوندلاتون اينقده خستس مگه ميشه با اين وسعت!؟هنوزم دنبال جايينچرا با اين همه آدمبازم تنهاى تنهايين؟!؟،،،بهش گفتم ببين بارونمگه چشمات نميبينه!؟نميبيني د

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 12:53

خيلي بزرگ شديم!بزرگ شديم و فهميديم که دوا ,آب ميوه نبود.بزرگ شديم و فهميديم که پدر هميشه با دستان پرباز نخواهدگشتآنطور که مادر گفته بود.بزرگ شديم وفهميديم که چيز هايي ترسناک تر از تاريکي هم هست!بزگ شديم به اندازه اي که فهميديم پشت

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 12:53



دوباره راه مي افتم
عشق،
مرا از تمام سربالايي هاي نيامدنت بالا مي برد !
من اين پيچ و خم هاي به تو نرسيدن را هم
دوست دارم

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 12:53


گر تو را با ما تعلق نيست، ما را شوق هست
ور تو را بي ما صبوري هست، ما را تاب نيست

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 12:53

بهترين هديه  1_ بهترين هديه براي پدر عزت است. 2_ بهترين هديه براي مادر احترام است. 3_ بهترين هديه براي استاد احوال پرسي است. 4_ بهترين هديه براي فرزند مهرباني است. 5 _ بهترين هديه براي عشق محبت است. 6_ بهترين هديه براي طفل تر

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 12:53

قطار شو که مرا با خودت سفر ببريبه دورتر برساني ــ به دورتر ببريتمام بود ونبود مرا در اين دنياکه تا ابد چمداني ست مختصر ببريومن تمام خودم را مسافرت بشومتو هم مرا به جهان هاي تازه تر ببريسپس نسيم شوي تو و بعد ازآن يوسف…!که پي

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 12:53

معلم فيزيک گفت:بي نهايت يعني دور...و ياد تو دوباره مرا در برگرفت...گذشته ي ما جان گرفت...من از عشق مي گفتم و احساس...و تو منطقي رد مي کردي...جواب منطقي،توجيه منطقي،مثال منطقي..."من و تو مثل دو خط موازي مي مونيم...اگه بخواهيم به هم

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 12:53




 



 


خزان زود هنگام و كبود شدن ياس بوستان پيامبر ، تسليت باد .



برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 23:43

[نوشته ي رمز دار]  

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 23:43

[نوشته ي رمز دار]  

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 23:43

[نوشته ي رمز دار]  

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 23:43

تو از من ، " من " را ميخواهى ، من از تو " من " را ميخواهم ...

بيا تا من " من " باشم ...


برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 23:43

انتظارهرچى بيشتر سعى ميكنم تورو تو كلمه ها جا كنم كمتر كلمه ها ميان ب ذهنم  ...از تو نوشتن بيهوده اس ... دلتنگه تو بودن نوشتن نداره ... فقط انتظار و انتظار و انتظار ... خودت ميدونى انتظار چطوريه ، گفتن داره ؟

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 23:43



دلم تنگه 

دنيا بي رنگه 


تو برگردى 


همه چى قشنگه



برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 23:43

 دارم دوبارهبا زمزمه ترانه عشقِ تو _ متولد مي شوم.باور کن دل به خواب ِگهواره اي بسته ام که بدستِ نوسان زمان مرا به  لالاي روياي خيال تو خواهد برد . ببينمن چون همه نوزادانِ پاي ناخواسته به دنيا گذاشته _ بي گناهم تنها, اتفاق عجيبي مرا تا خوابِ ستاره وُ کمانِچشم تو برد .به خدا به هيچ مقصودي پاي ازگليمِ نداشته ام بيرون نگذاشته ام  فقط نمي دانم کدامين حرکت اجرام وُ منظومهآسمان روياي من مرا به سمت هياهوي پشت سکوتِ آن همه سال آن همه فالِ آمدنِ تو آن همه خيال وُ رويا آن همه دل دل کردنِ ندانسته وُ ناخواسته ام برد !به خدا من گناهي ندارم تنها پس از يک سلام و حال و هواي هربار اين بار دل از کف من پر کشيد وُ به بامِ تو نشست . حالا کدامين شرع و شارعِ بي تمنا از حکم من دل مي بُرد وُ مرا به صليبِ دور ازدستان تو ميکشد ؟ بيا برويمروبروي پنجره خورشيد بنشينيم وُ بگوييم ما سهم هم از چرخش آن همه ستاره ايم که در کودکي هامان گرفته ايم.بيا به  ديدارِ روئت مـــــاه برويم وُ

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 23:43

صفحه بندی